درویش به پسر مینگریست. خطوط ظریف چشمانش عجیب آشنا به نظر میرسید. کجا او را دیده بود؟ به پسر گفت: به غلام بگو زنبیل را بردارد و هر چه را که خود برای برادری که سالها ندیده است نیکو میداند به میل خود بخرد و بیاورد؛
خرید کتاب چنگیزخان
جستجوی کتاب چنگیزخان در گودریدز
معرفی کتاب چنگیزخان از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب چنگیزخان
خرید کتاب چنگیزخان
جستجوی کتاب چنگیزخان در گودریدز